تبلیغات
روانشناسی و عشق و داستان - مطالب ابر خورده فرمایشات
زندگی

هر کدام از ما در زندگی مواقعی را تجربه کرده ایم که زندگیمان در نهایت دشواری بوده - مثلا تنها مانده ایم - از پس پرداخت وامها - قسط ها و صورتحسابها برنمی آمدیم- شغلمان را از دست داده ایم- یا کسی که بیشتر از همه دوستش داشتیم، ما را ترک کرده بود. در این مواقع حتی فکر نمیکردیم که بتوانیم تا هفته بعد دوام بیاوریم ولی به هر ترتیب دوام آوردیم. ممکن است در این لحظات آن دورنمای زیبایی که از زندگی داشتیم را در جایی گم کرده باشیم و دنیایمان را تیره تر از آنچه هست رنگ کرده باشیم. در این زمانها آینده برای ما بصورت کانونی از مشکلات جلوه می کند و ما مرتب با خود میگوییم: "نه بابا!!! این مشکل من فیل رو هم از پا در میاره!!!"...
اگر کسی برای یک سفر یک روزه به اندازه یک عمر زندگی در یک جزیره متروکه آذوقه بردارد، کار احمقانه ای کرده است. اما چطور احمقانه نیست که ما آدمها تمام دلشوره ها و نگرانیهای بیست و پنج سال بعدمان را در یک بقچه میریزیم و از حالا با خودمان حمل میکنیم؟ و تازه تعجب هم میکنیم که بار زندگی چقدر سنگین و طاقت فرساست! ما معمولا فراموش میکنیم که اساسی ترین نیازهای ما هرروز دارند برطرف میشوند. من عاشق ماجرای مردی هستم که به دکتر رابرت تلفن زده و گفته بود:
" دیگه همه چی تموم شد- زندگیم نابود شد- تموم داراییم دود شد و رفت هوا!
 دکتر رابرت از او پرسیده بود: آیا هنوز میتونی ببینی؟
 - آره میتونم
 - هنوز میتونی راه بری؟
 - آره میتونم
 - مسلما هنوز گوشها و انگشت هات هم سالم هستن وگرنه نمیتونستی به من زنگ بزنی!
 - آره خب!! سالمن!
و دکتر رابرت به او گفته بود: پس گمون میکنم با این حساب تقریبا همه چی سرجاش باشه! تو همه چی داری تنها چیزی که از دست دادی فقط پولهات بوده!!!"
سئوال دیگری که میتوانیم از خودمان بپرسیم این است که بدتر از این حالت چه اتفاقی میتوانست بیفتد؟ واگر آن اتفاق بدتر می افتاد، آیا باز هم میتوانستم به زندگیم ادامه بدهم؟ ما اغلب مسائل را از آنچه هست بزرگتر می کنیم، حتی شاید بدتر از اینها هم اتفاق بیفتد و زجرآور هم باشد، اما باز آنجا هم آخر دنیا نخواهد بود. سئوال دیگر آن است که آیا خیلی زندگی رو به خودم سخت نگرفته ام؟ آیا تابحال متوجه شده اید که گاهی سر مسئله ای که دوستتان حتی چند ثانیه هم به آن فکر نکرده، شما مدتها بی خوابی و زجر کشیده اید؟
این غالبا به این خاطر است که ما زندگی را به خودمان سخت گرفته ایم و فکر میکنیم که همه دنیا کارهایشان را ول کرده اند و دارند مارا نگاه میکنند. در صورتی که این طور نیست. تازه اگر این طور هم باشد، خوب که چی؟ تردیدی نیست که شما دارید زندگیتان را می کنید، آن هم به بهترین شیوه ای که بلد هستید....


كلمات كلیدی : خورده فرمایشات ، زندگی ،

محرم

سلام
بالاخره کاسه صبر یکی از خوانندگان وبلاگ سر ریز شد و پرسید که چرا امسال اینجا خبری از محرم و نیست و دعوایم نمود و حتی پیشنهاد نمود که اگر مطلبی ندارم خودش مطلب بهم بدهد... واقعیت این است که امسال نیز مثل سال اول که عارفان مسلح و پارسال که روز شمار وقایع کربلا را گذاشتم تصمیم داشتم مطلبی در سه قسمت در رابطه با اتفاقات ظهر عاشورا قرار دهم که پس از مشاوره با یکی از اساتید و به علت اینکه منبع چند مورد از مطلب مورد شبه بود منصرف شدم، و بعد تصمیم بر این شد که مجالس دهگانه از کتاب "پدر، عشق، پسر" نوشته "سید مهدی شجاعی" را قرار دهم. که آن را هم به دلیل حفظ معنوی اثر منصرف شدم. پس در آخر کلا مطلب منسجمی مانند ادوار! گذشته پیدا نکردم که آن را قرار دهم به همین دلیل تقریبا خط سیر عادتی وبلاگ را کمی تغییر دادم و در کنار مطالب اصلی و روتین وبلاگ مطالبی ناسب حال این چند روز قرار می دهم...
باشد که مقبول افتد...


كلمات كلیدی : خورده فرمایشات ، محرم ،

عید غدیر خم

ای خدای مرتضی ، گردی از گامهای فتوت مرتضی را بر سر جهانیان بپاش تا ریشه نامردی در جهان بخشکد .
عید غدیر خم ، عید ولایت و امامت مبارک


كلمات كلیدی : خورده فرمایشات ، عید غدیر خم ،

این عشق آموختنی است

عید فدا کردن همه «عزیزها» در آستان «عزیزترین» و گذشتن از همه وابستگى ها به عشق مهربان ترین برشما مبارک باد...

كلمات كلیدی : خورده فرمایشات ، عشق ، عید قربان ، سخن روز ،

تقدیر و تغییر

تقدیر، تقویم افراد عادیست
اما
تغییر، تدبیر افراد عالیست ...

كلمات كلیدی : خورده فرمایشات ، تغییر ، تقدیر ،

هرگز جا نزن... ( به مناسب تولد یکی از دوستان)

در 30 سالگی کارش را از دست داد
در 32 سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد
در 34 سالگی مجددا ور شکست شد
در 35 سالگی که رسید,عشق دوران کودکی اش را از دست داد
در36 سالگی دچار اختلال اعصاب شد
در 38 سالگی در انتخابات شکست خورد
در 48,46,44 سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد
به55 سالگی که رسید هنوز نتوانست سناتور ایالت شود
در 58 سالگی مجددا سناتور نشد
در 60 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد

نام او آبراهام لینکلن بود



كلمات كلیدی : متفرقه ، خورده فرمایشات ، جا زدن ، فندق ،

ارشد


تصور کن امسال در آزمون ارشد 90 حدود 3 ماه مونده به کنکور، می بینی که سیلابس رشته ای که می خوای شرکت کنی عوض می شه و بعد هم می بینی که همه رشته های می تونن تو این رشته شرکت کنن الا رشته تو،  تا اینجای کار خوبه ولی مشکل از اینجا شروع می شه که حدود 9ماه برای این رشته تلاش کردی و الان می بینی که نصف تلاشت فایده نداره و کلا باید رشته ات رو عوض کنی بری سراغ رشته دیگه...


پ.ن اول: الان 24 ساعته که حال و روز من اینه...
پ.ن دوم: رشته مورد بحث صنایع سیستم هستش که فارق التحصیلان صنایع امسال حق شرکت ندارند...
پ.ن سوم: به گفته افراد آگاه بر طبق قانون وقتی می خوان سیلابس و دروس یک درس رو عوض کنن، شورای سیاست گذاری آموزش عالی یک سال قبل از اعمال این تغییرات اعلام میکنه( یعنی اون تغییرات برای کنکور نزدیک اون اعمال نمی شه؛ در صورت طی روال قانونی اعمال تغییراتی که امسال اعلام شده از کنکور 91 به بعد هستش!)

بعداً نوشت: احتمالا بخوام برم مهندسی کامپیوتر شرکت کنم...


كلمات كلیدی : خورده فرمایشات ، ارشد ، تکلیف ،