هنگامیکه شما شخص عزیزی را که دوست میداشتید از دست میدهید، برایش گریه میکنید. ولی آیا اشکهای شما بهخاطر خودتان نیست؟ آیا واقعاً بهخاطر کسیست که مرده است؟ آیا تاکنون بهخاطر دیگران گریه کردهاید؟ آیا هرگز برای پسرتان که در جبههی جنگ کشته شده گریه کردهاید؟ واقعاً گریه کردهاید؟ آیا آن اشکها بدلیل دلسوزی و ترحم به «خودتان» و «پسرخودتان» است یا واقعاً بهخاطر این است که «یک انسان» کشته شده است؟ اگر به علت ترحم به خودتان اشک میریزید، باید گفت که اشکهای شما به هیچ عنوان معنائی ندارد، زیرا شما به «خودتان» اهمیت میدهید. اگر گریهی شما به دلیل این است که کسی که روی آن مقدار زیادی سرمایهگذاری کردهاید، از بین رفته است، باید اذعان کرد که این عاطفه و مهر و محبت نیست. هنگامیکه برای برادرتان که فوت شده است گریه میکنید، برای او گریه کنید، زیرا گریه کردن برای خود، کار بسیار سادهایست. او رفته است، ظاهراً گریهی شما حاکی از تأثر شماست، اما قلب شما برای او متأثر نشده است، بلکه به علت ترحم به خویش متأثر شده است و ترحم به خویش، ذهن شما را محدود، کودن و گنگ و منگ میکند.
کریشنا مورتی
كلمات كلیدی : قطعات ادبی ، جملات کوتاه ، کریشنا مورتی ،
تبلیغات 





